شهر وندان وشورای شهر پاوه

پاوه به اذعان همه ، شهریست زیبا،  با عقبه تاریخی و وارث فرهنگی کهن از روزگاران ، ساکنین گذشته شهر یعنی آبائ واجداد  ما  ،علم معماری وشهرسازی واقتصاد وادبیات وجامعه شناسی زا از مکانهای آکادمیک فرا نگرفته بودند ،آنها با همان تجربه وانطباق با محیط توانسته بودند مفرح ترین وزیبا ترین موقعیت جغرافیایی را برای سکونت گاه خود انتخاب نمایند آنها حتی با کم ترین مراودات فرهنگی که داشته اند علما وشعرای قابل قبولی را پرورش داده اند .اگر به موقعیت  سکونت گاه قبلی پاوه اشاره ای داشته باشیم در واقع از قالب ونظم بسیار زیبایی بر خوردار بوده وحتی با کم ترین علم اما با تجربه گرانبهای  خود شهری رو به  آفتاب را ساخته واز بعد جامعه شناختی با تمرکز به دور همدیگر امنیت ورفاه را برای خود  فراهم نموده بودند آنها با همان نوع معماری  به شیوه پله کانی حق همه ساکنین را حفظ وکسی را از آفتاب وگرمای آن به همراه  نور و روشنایی  محروم نساخته بودند در مجموع هم از محیط به نحو احسن استفاده وهم آرامش روح وروان را برای تک تک ساکنین سکونت گاه  فراهم نموده بودند  

واما امروزه  .چشم انداز وفضای شهر  کلا بی ریخت شده و خانواده ای که  که توانمندی  نوسازی  و بالا بردن ساختمان خود  را نداشته باشد باید حوزه نفوذ ودید خود  وخانواده اش را به چند متر  کاهش داده وقانع به وضعیت موجود باشد وفرزندا ن آن خانواده که قبلا نمای سبز شهر را نظاره گر بوده اند ،  برای همیشه فقط سیمان وبتن رو به رو را  نظاره گر  باشند و آه وحسرت بی پولی را بکشند  . راستش را بخواهیم اکثرا مقصر هستیم این بی نظمی ها در ریخت شهر مسول ومردم نمی شناسد  حرف اول را پول وثروت می زند ،  بیشتر  ساکنین  پاوه سکونت گاه اصلی شهر یعنی  محله ها ی بالایی را  رها وبه بهانه تجدد گرایی ونمایی زیبا تر در نوع  ساخت وساز ،  مهر ومحبت و فامیلی و خود را به هال بزرگ وفرشهای گرانقیمت ونمای ظاهری درون خانه ها فروختند ،غافل از اینکه دیگر آن دوران  فرا نخواهد رسید ،شب نشینی ها ، مشاعره ها ،صله رحم و...... 

  رفتار وعملکرد ما به عنوان  شهر وندان   این شهر  باید به گونه ای باشد که فرهنگ وبیشینه تاریخی  ما را تحت الشعاع خود قرار دهد ،اکنون  پاوه در بیشتر جاها احتیاج به مراقبت وکار اساسی وکارشناسی دارد ، آلودگیهای شنیداری ودیداری  به اینگونه که وجود دارد  زیبنده این شهر نمی باشد ، تانکر وبشکه وحلبی های بی ریخت درون کوچه ها ومعابر ، دیگر  معنی ندارد حتی لباس وفرم وپوشش بعضی ها در راسته خیابان اصلی با قدمت واصالت واخلاق ، سنخیتی ندارد که براستی در این زمینه باید بیشتر مراقب باشیم .خانوارهایی مشاهده می شوند که آشغال خود را بدون نایلن در آشغالدانی ها رها می سازند تا مامن وپناهگاهی برای حیوانات وحشی گردد .ساکنین کوچه ها ومحله ها می توانند با نشست های مختلف همدیگر را از عواقب آن آگاه سازند  .پس اخلاق ومدنیت ودینداری کجا رفته است .اگر اخلاق و دین در درون ما بدرستی  نهادینه می شدند پهنای کوچه وخیابان ومعابر  شهر اینگونه نبودندبه عبارت دیگر دین واخلاق باید در رفتارهای عملی مابیشتر سهم خود را ایفا نمایند وصرفا در مسائل عبادی در جا نزنیم .

واما مسولیت شورای شهر به راستی سنگین وبا توجه به اینکه همه اعضا دارای حس مسولیت پذیری وروحیه خود باوری ،کار وتلاش واخلاق نیکو  می باشند  ، از آنها انتظار می رود که شهر را با کار کارشناسی وایجاد کارگروهها در زمینه های مختلف در رفع اکثر انها از خود مردم کمک گرفته شود . در واقع با ایجاد کارگروههای تخصصی واستفاده از نیروهای دلسوز می توان تمامی نواقص ومشکلات را شناسایی وبا اولویت بندی در رفع انها اهتمام ورزید .در واقع مسائلی از قبیل  فرهنگ و مهم تر از همه  ترافیک که زندگی وروح وروان همه را تحت تاثیر خود قرار داده  وگرانی میوه بخش عظیمی از جامعه را نگران وخانوارهایی هستند که منتظر اقدام بزرگ شورا می باشند که  همانند دیگر شهرها هر قشری با هر توانمندی بتواند میوه  های درجه بندی شده  را تامین نماید    ساکنین  شهر منتظر عملکرد شورا ی قوی ودلسوز پاوه بوده و حداقل  هر ماه یک بار با روشنگری وشفاف سازی  لازم  در محفل های عمومی ،مردم رادر جریان امور قرار دهند .انشا  الله 


تفکر گذشتگان واخلاق جامعه

با توجه به ورود  اینترنت وفضاهای مجازی به درون زندگی  ما آدمها ، روشنگریهای زیادی به خانواده ها بخشیده است  آشنایی به مسائل جغرافیایی ،تاریخی ،فرهنگی، وهمچنین به مسائل  اجتماعی وجامعه شناسی همه جوامع بخصوص  پاوه کمک شایانی را به نسل کنونی نموده و بیشتر مردم براحتی در جریان  بیشتر  امورمربوط به  حوزه های مختلف ،گذشته خود قرار گرفته اند .شهر پاوه به واسطه اینکه یکی از  قطب های  مهم فرهنگی واجتماعی در حوزه جغرافیا ومکان در زمان خود به شمار می رفته ومسلما حوزه نفوذ وگسترش فرهنگی قابل توجهی هم داشته است ،در پاوه افراد متعددی با نگرشهای فکری خاص زندگی می کرده  وهرکدام به نحوی  نقش وکارکرد خاصی را ایفا نموده اند .

اینجانب در این پست سعی در معرفی وشناسایی فردی از اقوام خود دارم که از بعد روانشناسی  داری برنامه وخط مشی خاصی  در زندگی 80 ساله  در شهر پاوه بوده که در نوع خود کم نظیر   و در پیشبرد اهداف خود شیوه های خاص تربیتی لازم برای آن دوران را بکار گرفته اند.ایشان مرحوم ملا حامد پدر بزرگ اینجانب و فرزند ارشد مرحوم شیخ محمد پاوه می باشند .گذران زندگی ونوع معیشت موجود در روزگاران گذشته کلا در همه خانواده ها وابسته به باغ وباغداری بوده است .واو ازاین مسئله مستثنی نبوده است .در دوران نوجوانی مدت 4 سال را در شهر  کرکوک نزد مشایخ بزرگ  طریقت قادری گذرانده است .آنمرحوم دارای  چهار فرزند یکی دختر وبقیه پسر بوده است . او در بعد تربیت فرزندان واقوام خود  ونظم وانظباط  خانواده  در نسلهای گذشته   مثال زدنی  می باشد . نقش او در خانواده زمان خود ،از نوع پدر سالار بوده وحرف اول وآخر را او می زده است  هرچند از دیدگاه و نظر  روانشناسان و متخصصین مسائل تربیتی خانواده، می بایست فرزندان چنین الگوی تربیتی ارائه شده در خانواده پر خاشگر و طغیانگر  می بودند ،ولی براستی همه انها از بعد اخلاقی وایفای نقش مثبت در جامعه همانند سایرمردم تحصیل کرده در جامعه عمل نموده وذره ای آن الگوی تربیتی نقش منفی را در نسل بعدی بازی ننموده است  .به هرحال ویژگیهای خاص تربیتی او به گونه ای بوده که فرزندان ونوه ها می بایست از یک نظم خاصی در جامعه بر خوردار بوده برای مثال در صورت شکایت یک صاحب باغ در زمینه دستبرد به باغ وی با شدید ترین رفتارها مواحه می گشتند و.هیچ فرزندی حق دراز کردن پا در نزد وی را نداشته وسیگار ی بودن فرزندان را جرم تلقی وهیچگاه گذشت نمی نمودند .آموزه های تربیتی را همیشه گوشزد ودر صورت تمرد با شدید ترین وجه بر خورد می نمودند .در واقع نگاههای تربیتی او برای امروزه ونسلهایی که به هیچ عنوان طرز تفکر پدر ومادر ان  مخصوصا پیر را نمی پذیرند وجوانان خام  سکاندار خانواده ها گشته  ودر هر زمینه ای تصمیم گیران نهایی هستند خالی است .هر چند روزگاران گذشته است وعلم پیشرفت قابل توجهی نموده وریکردهای جامعه کلا تغییر نموده وحتی البسه هم از این امر مسثتثنی نگشته است اما در بیشتر خانواده ها .رمز رسیور ماهواره ها  نزد فرزندان خانواده  است وپدران بی سواد که چیزی سرشان نمی شود وباید زودتر  بروند و بخوابند .وقتی که خانواده ها تفکرات گذشتگان خود را کنار زده ونصایح انان بی پشیزی نمی ارزد ،نتیجه ان تعدد معتادان در درون  کپر ها ودزدی اموال درون  باغها  بوده ومهم تر از همه تعدد طلاقهایی است که خانواده ها را گرفتار خود نموده است من در اینجا نمی خواهم نوع تربیت آنزمان را گوشزد ویا آنرا تایید نمایم ولی براستی نیم نگاهی هم به گذشته ونصایح وپند واندرزها  در مسائل تربیتی واخلاقی شاید لازم باشد  تا نظام خانواده ها قدری مستحکم تر واخلاقی تر گردند