آمدن بهار و آسیبهای به طبیعت


رودخانه قرسووهمراهی پسمانده های خانگی
  وقتی که برنامه های کوتاه مدت وبلند مدت  هماهنگ با حفاظت از محیط زیست باشد

چند روز پیش در میدان مولوی پاوه دستفروشی را دیدم که وسایل شکار ومجهز شدن انسانها به یک شکار خوب را  به معرض نمایش وفروش گذاشته بود .وهر آنچه را که لازمه شکار در کوهستان می باشد را با خود به پاوه جهت  عرضه  آورده بود .در واقع با یک پرستیژ خاص هر آنچه را که باید یک شکار چی در کوهستان داشته باشد اعم از وسائل سخت افزاری ونرم افزاری را با خود داشت وطالبان این قضیه مشغول خرید وبار انداز وسیله بودند .در واقع آمدن بهار وشکوفایی طبیعت به همراه تغییر آب وهوا موجب گشته تا پرندگان  وحیوانات کوهی هم به نحوی خود را در طبیعت نشان داده وبه تاخت وتاز وجنب وجوش بپردازند وتغییر فصل خود به خود موجب شادابی وجنب وجوش پرندگان و حیوانات کوهی خواهد شد وکبک ها با پیدا کردن جفت خود در زیر بوته های گون تخم گذاری وانتشار خود را آغاز  می کنند  .عرصه های طبیعی همانند دامنه کوهها ودره ها  وارتفاعات هورامان محل زندگی این جانوران وپرندگان می باشند .اما ما انسانها خود را صاحبان بلافصل طبیعت دانسته وهرآنچه را که دلمان بخواهد با محیط زیست خود انجام می دهیم ،در صورتی که محیطی که در آن زندگی میکنیم میراث مشترک همه ساکنین موجود در آن است وحتی وابسته به نسلهای بعدی است که هنوز به دنیا نیامده اند .نهادها وسازمانهای مرتبط با این موضوع رسالت سنگینی به عهده داشته وحفاظت از آن از هر واجبی واجب تر بوده و همین محیط زیست می تواند بهترین منبع برای در آمد زایی بوده به شرطی که زیر ساخت های آن به صورت علمی فراهم .

پاوه. عدم برنامه های لازم در زمینه دامداری


رکود دامداری وپرورش دام در تمامی سطوح دراین دیار به وضوح دیده می شود .اگر به تاریخ اجتماعی وفرهنگی این محدوده جغرافیایی یعنی هورامان از بعد جغرافیایی وزبانی نگاهی بیاندازیم زندگی با دام مانوس بوده است وبدون دام نمی چرخیده  ودر واقع خانواده هایی که فاقد حیوان بوده اند از نظر اقتصادی فقیر به شمار رفته وبه آنها کمک می شده است .به مرور زمان وبا توجه به تاریخ سیاسی  منطقه تغییرات اساسی را در نگرشها ورویکردهای فرهنگی واجتماعی ودر مجموع زندگی انسانی  بوجود آمد این تغییرات ودگرگونیها از همان بعد از انقلاب اسلامی ومسئله جنگ وآوراگی روستا نشینان هر چه بیشتر نمایان گردید.به خاطر دارم در یک برنامه تلویوزیونی در کردستان عراق مناظره ای بین جوانان ونخست وزیر اقلیم در چند سال پیش در حال پخش بود .وجوانی از نخست وزیر سوالی پرسید که مشکلات ما جوانان کی حل وفصل می شود ودر جواب گفتند تازه اول کار است از زمانی که ما روستا ها را رها کرده وجوانان ما دامداری وزراعت وکشاورزی را رها وبه شهر ها آمده وبا تغییر فرم به البسه  شهری دیگر پشت سر خود را نگاه نمی کنند وزندگی آبائ واجدادی خود را فراموش کرده اند مشکل ویا (کیشه) همچنان باقی وروز به روز به آن افزوده می شود و در خواست پشت میز نشستن مشکلی از دردهای جامعه را حل نخواهد کرد  .در واقع هر منطقه جغرافیایی دارای کارکرد وپتانسیلهای خاص خود است وکردستان وکرمانشاه هم مهم ترین کارکرد محیط زندگی ،روی آوری به دامداری ودامپروری است چرا که این زمینه واستعداد زاتی در درون  مردمانش در درازنای تاریخ وجود داشتهاست  .اگر یک جهانگرد یا توریست به این منطقه وارد شود فورا در ذهنش شکوفایی دامپروری وپتانسیلهای محیطی را خاطر نشان می سازد .ولی در واقع اینگونه نبوده و تنبلی وسستی خاصی در جامعه دیده می شود اگر عکس هوایی این محدوده جغرافیایی را نگاهی بیاندازیم جنگل ومرتع وعلوفه را تا مرز عراق به وفور خواهیم دید ولی متاسفانه تغییر در رویکردها وروی آوری به خدمات و مرز وقاچاق وشغل های کاذب ودستفروشی موجب گشته تا فقدان این بخش از کشاورزی دام را ازسیستان وبلوچستان وپاکستان به این محدوده وارد کنند .واز دوغ وماست محلی وفراورده های دامی این محدوده خبری نیست  وزندگی در شهر وروستا درواقع متحد الشکل ویکدست ولی بی روح ومبتنی بر واقعیت ها نمی باشد .بیشتر این نابسامانیها به مدیریت روستا بر می گردد اگر روستا از زیر ساختهای خوب برخوردار باشد ونیازهای اولیه در آن بر قرار گردد دلبستگی به روستا هم افزایش خواهد یافت