نحوه نظم پذیری پدیده ها درهر  مکان و سرزمینی ، تحت تاثیرعملکرد  پدیده های  طبیعی و فرهنگی می باشد .  استقرار سکونت گاهها و مجتمع های زیستی کهن، در نتیجه استقرار بی قاعده ، و اتفاقی عناصر گونا گون و فضاهای کالبدی شکل نگرفته بلکه پیدایش وظهورهر واحد جغرافیایی ، گویای وجود نهادها  یا فعالیتهای  اجتماعی است،   در واقع ساکنین       سکونت گاههای مختلف به نحوی از محیط پیرامونی خود  تاثیر ومتقابلا بر آن اثر گذاشته اند . هر یک از شهرها و سکونتگاههای قدیمی  ( همچون پاوه )  گنجینه فرهنگی با ارزشی به شمار  می آیند که نمایانگر روند تاریخ حیات اجتماعی جاری در آن دیار است،  و هر یک از عناصر و فضاهای آن گویای بخشی از ویژگیهای اجتماعی فرهنگی آن جامعه می باشد.اگر پاوه را به عنوان مرکز اورمان جنوبی در نظر داشته باشیم ،  به سبب  وحدت و تجانس پدیده های طبیعی و فرهنگی و تفاوت در وضعیت توپوگرافی (پستی و بلندی ) وبا مکان های مجاور خود  می تواند به عنوان یک فضای خاص  آنرا خرده ناحیه مطرح نماییم . هر چند ا سناد ومدارک شفاف ومستدل در موردوجود  آثار تاریخی  همانند کتیبه ها وآثار باستانی  قابل توجهی وجود ندارند،   ولی حداقل خود، فضای جغرافیایی موجود به همراه فرهتگ کهن واضیل  به ارث رسیده از روزگاران    و وجود برخی مساجد ، و وجه تسمیه ها ی موجود   دلیل بر این ادعاست که  این شهر  از قدمت وکهنگی خاصی برخوردار می باشد ،  انتخاب این مکان به عنوان یک  سکونت گاه دراین چنین فضای خاص جغرافیایی   ،  اتفاقی نبوده و اگراغراق نباشد می توان ساکنین این دیار را انسانهای خلاق و جغرافیدانان واقعی نامید ساکنین این مکان با  ایجاد روابط منطقی با محیط  ناهموار پیرامونی ،  خود را به نحوی با محیط سازگار و زندگی بهتری را نسبت به مکانهای مسکونی (کوچک و بزرگ ) مجاور فراهم کرده اند . ساخت فضایی کالبدی و محل استقرار شهرها و سکونت گاههای  بزرگ تحت تاثیر عوامل متعددی از جمله ویژگیهای طبیعی جغرافیایی راههای ارتباطی اقتصادی سیاسی و مذهبی و ...... شکل گرفته است.نظر به اینکه پاوه به عنوان بخشی از اورامان در فضای کوهستانی خشن و صعب العبور واقع و درفصل سرما امکان آمد و شد با دیگر نقاط میسر نبوده لذا ساکنین این دیار را مجبور به انتخاب راه حل های مناسب از جمله خودکفایی و تولید مایحتاج اولیه زندگی نموده است . آب به عنوان هسته اولیه هر سکونتگاهی نقش تعیین کننده ای داشته و دارد.   سراب هولی موجود در این دیار  وانشعاب چندین جوی آب به  داخل شهر،  به موازات هم   آب شرب ساکنین پاوه در گذشته  تامین،  و با شیوه های خاص به درون خانه ها  حمل می شد.  هسته مرکزی شهر  پاوه در مجاورت مسجد حال حاضر حضرت عبدالله واقع در حوالی میدان فلسطین کنونی بوده است .مصالح ساختمانی بکار رفته در  بنا ها ی شهر  سنگهای  تراش خورده خود محل  بوده که توسط استادهای ماهر محلی با اشکال منظم تغییر شکل داده می شدند  وبرای پشت هر بامی  سنگی یزرگ که جهت بام غلطان از آن استفاده می شد .  سقف خانه ها چوبی و نسبتا کوتاه پنجره خانه در ابعاد کوچک و به کارگیری قطعه ها ی یک الی دو متری مکعبی از چوب،  به اسم دیمک باعث استحکام وپایداری منازل می گردید کوچه ها تنگ وباریک ودالانهای مسقف صفا و صمیمیت را افزایش می داد.پاوه همانند سایر شهرها ی بزرگ وعمده دارای چندین عناصر واجزاء اصلی بوده است که می توان به مواد ذیل اشاره نمود:       1 – مسجد –مسجد جامع – مسجد(مدرسه)  2-بازار  3-گرمابه(خزینه )  4- عمارت حاکم  5-محله های مسکونی   هر کدام از اجزاء و عناصر فوق دارای نقش وکارکردهای متفاوت بوده و تما ما ازویژگیهای مشترک شهر های اسلامی در بیشتر مناطق  به شمار می روند:     1-مسجد: در ایدئولوژی اسلامی مسجد جایگاه وموقعیت خاصی دارد.افراد هر محله در مسجد محله خود نماز را به جای می آورند وجود 9 مسجد در دوره های گذشته   در پاوه دلیل بر جمعیت بالای 1000 نفر بوده است کارکرد اصلی مساجد جنبه عبادی.اجتماعی  بوده و مردم از اوضاع واحوال همدیگر در ایام نماز خبر دار می شدند. مساجدجمعه در محله سرده وحضرت عبدالله جایگاه خاصی داشته اند. مساجد در کنار مسائل عبادی جنبه آموزشی داشته و مردان و زنان ساکن در این محدوده جغرافیایی  خواندن ونوشتن را در هنگام فرا گرفتن قران آموخته .  که همان آموزشهای گذشته زمینه ساز رشد قابل توجه  حال حاضر  این شهر به شمار می رود     2-بازار: بازارپاوه هر چند در مقایسه با دیگر مکانها  بسیار کوچک ومحدود بوده   ولی نسبت به زمان خود قابل توجه وبه  عنوان بازار سرپوشیده معروف بوده است . اجناس آن ازروستاهای مجاورواز شهرهای کرمانشاه وسنندج وکشور عراق تامین می شده.بازار مهم ترین محور فضایی حیات اجتماعی شهر بوده است. بازار در مجموع به  عنوان مهم ترین شاهراه حیاتی شهر،در کنار  برخی از عناصر مهمی چون مسجد .مسجد مدرسه  – تکیه و خانقاه – گرمابه و سایر تاسیسات روحیه فتوت و اخوت  ساکنان دیار را افزایش می داده است.   3-گرمابه :در پاوه قدیم  دو حمام خزینه ای جهت استفاده خانمها وآقایان  در همان مسیر مساحد وجود داشته وآب آن از طریق  حویها ونهرهای  منشعب جاری از سراب هولی تامین می شده است.      4- عمارت حاکم . بافت و ساختار سیاسی اجتماعی کشور ایران در دهه های گذشته تا دهه چهل حکومت مرکزی تسلط قابل توجهی نداشته وبر اساس والی گری –خان-حاکم وسلطان بوده است. در این ناحیه جغرافیایی ،  سلطان و سان دو لفظ غالب در جغرافیای سیاسی این دیار بوده  و محل زندگی این گونه اشخاص همانند  دیگر جکام -متمایز از دیگر افراد بوده ودارای فضای منحصر به فرد با چشم انداز بسیار عالی و معماری  منحصر به فرد ، استفاده از استادهای خبره در چگونگی ساخت آن وهمچنین فضای پیرامونی خاصی از نظر گل وگیاه وانواع میوه  داشته است (محل یکی از این عمارتها  در پایین تراز بانک رفاه کنونی درپاوه قرار داشته است )     5-محله های مسکونی:پراکندگی جغرافیایی ساکنین پاوه بر اساس مکان گزینی مختلف بوده وهر محله مسکونی ضمن آنکه توسط یک راه اصلی خود را به بازاریا امتداد راه اصلی منتهی به بازار وصل می کرد. به همان ترتیب خودرا از فضای عمومی پر تحرک شهر دور نگه می داشت فضای داخلی هر محله جنبه نیمه عمومی داشت وبه گونه ای نسبت به مرکز عمومی شهر قرار می گرفت که کمتر محل تردد افراد بیگانه تر  واقع شود وبه این ترتیب فضای نسبتا آرام ونیمه خصوصی برای استفاده کننده گان ساکنان خود فراهم می آورد.اعتبار اجتماعی اقتصادی هر محله ای وکسب قدرت سیاسی واشتغال در تشکیلات عشایری ودیوانی سبب افزایش یافتن اعتبار آن محله از دیگر محله ها می شد ( مانند محله میراوا) از مهم ترین محله های پاوه می توان به سرده –قلاخوان –قرمشانی(قدیم شهری)-میرآبادو........ اشاره نمود.   سوال اصلی وقابل توجه اینست اگر یک شهر ویا به عبارتی یک سکونتگاه ،درطی سالیان دور ومتمادی توانسته ماندگار  روی پای خود بایستد وبا کمترین امکانات اقتصادی ودر  موقعیت های سخت محیطی اعم از بحرانهای سیاسی ، قحطی ، خشکسالی ویا  سرما وسوز شدید  استوار و پا برجا بماند    ودر تاریخ  وجغرافیای هورامان حرفی برای گفتن داشته باشد ،مسلما  این امر میسر نمی شود مگر اینکه روابط منطقی  ومتقابلی بین انسان ومحیط  مذکور  وجود داشته است ،   همانطوریکه قبلا اشاره گردید  پاوه یک موقعیت استثنایی ومنحصر به فرد  از نقطه نظر جغرافیایی داشته واز بیشتر ابعاد طبیعی  غنی بوده و ساکنینش از سفره طبیعی آن بهره کافی را برده اند وکمتر کسی است که غبطه دوران گذشته خود را  از هر نظر نخورد،  وبا توجه باین همه امکانات امروزه ،  گذشته های دور را  به خاطر آرامش  وقناعتی که حاکم بوده است  را مثال می زنند . اگر حقیقت را بخواهیم در واقع نسلهای گذشته که اکنون در خاک  آرمیده اند  ،سکونت گاهها را به امانت در اختیار  من وشما و نسلهای بعدی گذاشته اند  و امروزه  بهانه، عمران وروند  طبیعی شهرنشینی ورشد جمعیت  ومهاجرتهای بی در وپیکر ،یکباره شهر ها دگرگون شده وبافتها ی شهر عوض  نوع مصالح گذشته اعم از دیمک وچوب وپنجره های کوچک ودیوارهای سنگ چین ، جای خود را به بتن وماسه وتیر آهن داد ونتیجه آن بحز دگرگون شدن شهر از هر نظر وتغییر سنتهای گذشته وکوچه های پهن  جای کوچه های باریک گذشته را گرفت و محله ها به همراه ساکنینشان به کلی دگرگون وچهر ه شهر از بعد فضای جغرافیایی به شدت  متاثر ودرهم ریخته   شده است  ،  آیا  شهرهایی  در   ایران و جهان  نیستند   که گذشته خود را به بهترین وجه حفظ  وهمچنان در کنار مدرنیته ، سنتها ی گذشته خود را به عنوان بزرگترین سرمایه ملی  حفظ ،  وبیشترین در آمدها را ازاین طریق به دست می آوردند همانند ماسوله در گیلان  .کجاست آن عمارتها وبناهای سنگی ،دالانها ونمای ظاهری دیوارهای چند طبقه سنگی با ارایش منظم دیمکها ،  وبافت های متمرکز در واقع این یک  در خواست غیر معقول و نیافتنی نبوده وبا تجدید نظر در  تصمیم گیریها ومدیریت های شهری  مبتنی بر حفظ سنتهای گذشته  می توان  خطاهای گذشته را جبران نمود .

منابع :عباس سعیدی (جغرافیا ی پیش دانشگاهی )علوم انسانی  2- محمد غریب معاذی نژاد /کارهای میدانی     - حسین سلطانی زاده (مقدمه ای بر تاریخ شهر نشینی در ایران)